الشيخ الصدوق ( مترجم : اصفهاني )
317
عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي )
اللهم زوجنى من الحور العين ) * مگر اينكه حقتعالى او را زوجه از حوران بهشتى تزويج كند و اين اذكار را مهر او قرار دهد و از اين جهت است كه حقتعالى به پيغمبر خود وحى فرمود كه سنت كند مهرهاى زنان مؤمنه را پانصد درهم بمقابل اين پانصد ذكر و رسول خدا چنين كرد . از حسين بن خالد مروى است كه گفت به حضرت رضا ( ع ) عرض كردم فداى وجودت شوم چگونه شد كه مهرهاى زنان پانصد درهم شد كه عبارت است از دوازده اوقيه و نش « مترجم گويد » كه اوقيه چهل درهم است و نش بيست درهم پس مجموع پانصد درهم شود حضرت فرمود كه خداوند بر خود لازم گردانيده است كه نگويد هيچ مؤمنى صد مرتبه الله اكبر ) * و صد مرتبه سبحان الله ) * و صد مرتبه الحمد لله ) * و صد مرتبه لا إله الا الله ) * و صد مرتبه اللهم صل على محمد و آل محمد ) * پس از آن اللهم زوجنى من الحور العين ) * مگر آنكه حقتعالى او را حور العين تزويج فرمايد پس از اين جهت است كه مهرهاى زنان پانصد درهم قرار شد يعنى چون پانصد درهم مقابل است با پانصد ذكر مذكور هر درهمى مقابل ذكرى و هر مؤمنى كه از برادر دينى خود زنى خواستگار شود و پانصد درهم بخواهد مهر او قرار دهد و او را تزويج نكند پس او را اذيت و آزار نموده است و مستحق است كه خدا او را حور العين تزويج نكند . از حسن بن على بن فضال مروى است كه گفت از حضرت رضا ( ع ) سؤال كردم كه از چه سبب است كه زن مطلقهء بطلاق عدى از براى شوهر خود حلال نيست مگر آن كه به غير او شوهر كند و بعد از آن حلال خواهد شد فرمود حقتعالى طلاق را دو مرتبه قرار داد . * ( الطَّلاقُ مَرَّتانِ ) * و در مرتبه سوم فرمود * ( فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ ) * يا او را نگاهدارد و با يك ديگر سازش داشته باشند يا او را طلاق دهد كه ديگر او را نتواند بگيرد و چون داخل شود در طلاق سومى كه حقتعالى آن را ناخوش دارد پس بر وى حرام شود و بعد از آن بر او حلال نشود مگر آنكه شوهرى غير از او تزويجش كند تا مردم طلاق را خفيف نشمرند و بزنان ضرر و اذيت نرسانند . از محمد اشعرى مروى است كه گفت از حضرت رضا ( ع ) سؤال كردم از تزويج زنانى كه آنها را سه مرتبه طلاق گويند فرمود به من كه سه طلاق گفتن شما اشعريان زنى را از براى غير شما حلال نميكند و طلاق دادن غير شما از براى شما حلال مىكند زيرا كه شما سه طلاق چيزى نميدانيد كه سبب حرمت خواهد شد و بنا بر فتواى شما باعث نخواهد شد . از حسن بن على بن فضال مروى است كه گفت از حضرت رضا ( ع ) سؤال كردم و عرض كردم چرا پيغمبر ( ص ) مكنى شد به ابو القاسم فرمود از اين جهت كه او را پسرى بود قاسم نام پس بابى القاسم